# بازی

و اینچنین است این سوسک....

ماتیلدا دعوتمان کرده بازی ما هم سرمان را بزنند روی رفیق شفیقمان را زمین نمی اندازیم! گفته بنویس زندگی ات را....این زندگی ما از طفولیت تا حال: 10 اردیبهشت ماه امدیم ییهو!اولش هم خفه بودیم یعنی برعکس ادمهای عادی ما اول مرده بودیم بعد زدند پس سرمان که غلط کردی زودباش نفس بکش!گفتیم چشم! ارشد فرزندان گل سر سبد نور دیده هرچی فکر کنید ما هستیم دلتان هم بسوزد! 2 تا برادر داریم. از ان سن طفولیت دوتا شغل دوست داشتیم داشته باشیم یکی اش اپراتوری 118 بود! راستش الان هم بدمان نمی اید گوشی را برداریم بگوییم راهنمایی شماره 154 بفرمایید!!!  3 سال اول دبستان ... ادامه مطلب
/ 11 نظر / 6 بازدید