من یک عکاسم!

چند وقت پیش یادم نیست برای چه کاری میبایست یک فرم مشخصات فردی پر میکردم.جلوی نقطه چین روبروی "شغل" مدتی مکث کردم.قاعدتا باید مینوشتم "بیکار" اما ترجیح دادم به جای ان یک خط ممتد یک و نیم سانتی جلوی کلمه ی شغل بکشم یعنی اینکه "هم من هم تو میدانم این خط احمقانه یعنی همان کلمه ی نحس بیکار"...فرم را پر کردم با همان خط صافی که یک جایش عمود بر غرورم بود..دلم میخواست انجا بنویسم "من بیکار نیستم.من یک عکاسم و عکاسی هم یک جور شغل است که مهم نیست چقدر نان از تویش در میاید اما در هر صورت کاری است که من دوست دارم و ان را بر همه ی شغل های نان و اب دار رسمی و غیر رسمی ی دنیا ترجیح میدهم!!"

میدانید همیشه دلم میخواست مثل شخصیت های فیلم ترسناک "شاتر" توی یک استودیو ی عکاسی زندگی کنم.یک سالن دراز و گنده ی بی درو پیکر که هیچ دیواری بین اتاقهایش نداشته باشد و من انجا بخورم بخوابم عکس بگیرم و سوسیس تخم مرغ و اسپاگتی درست کنم.وسط اتاق نشیمن یک پروژکتور بی ریخت و گنده باشد و یک عالمه سیم که اعصاب ادمهای استریلیزه و فوق مرتبی که به انجا میایند را به هم بریزد!یک جورهایی نهایت سادیسمیک بودن است اما من عاشق یک همچین جایی هستم!

پی نوشت:سرور عکسهایی که توی فتوبلاگ عزییزم اپلود میکردم خیلی محترمانه "بلاک" شده و اعصاب مرا داغان کرده.دلم برای رفرش کردن "خودشیفته وار" و دو ثانیه یک بار صفحه ام و زل زدن به عکس جدیدی که گذاشته ام یک طور ناطوری تنگ شده.

/ 4 نظر / 17 بازدید
زخمی

خوش به حالت که خودت از وضعیت کاریت راضی هستی. مهم ترین چیز همینه.

آسمانی

خیلی هم شغل شریفیه![تایید]

می تی

الهی بگردم..شما رو مگه خاجه حافظ شیرازی ندونه که عکاسی! اصلا مهم نیست که عکاسی نون و آب دار نیست.واسه همینه که میگم عکاسی کار زنونه ایه..خوب زن احتیاجی نیست شغلش نون و آبدار باشه! اهم!بعله!! :دی بَسی شغل دلنشینیست!

پرنیان

دفعه بعد وقتی خواستی فرم پر کنی اگه جلوی کلمه شغل به اندازه کافی جابود هر چی عشقته بنویس!!غصه ت نباشه!! یکی از افرادی که وقتی به استودیوت میان اعصابشون خرد میشه و بی اختیار شروع میکنن به جمع و جور کردن دور و برت منم!!