روز های قشنگ در شهر خاکستری

مهربانانه ترین کاری که ادم در حق دوستهای قهوه خوارش میتواند انجام دهد زیر و رو کردن مغازه های شهرش برای پیدا کردن یک دست فنجان نعلبکی تر تمیز و شیک است.امروز همینجور که مثل ادمهای خاله زنک با خانم ف راه افتاده بودیم توی خیابان دنبال یک دست فنجان "حتما" با قیمت مناسب و چانه زدن سر دستی ١٣ تومن و دیگر مذخرفات لازمه گه گاهی نگاهم می افتاد به اسمان ابری بالای سرم و یکجورهایی خیلی خوشحال بودم.

توی راه کلاس استاد گرام به طولانی گفتم از اسمان ابری خیلی خوشم میاید اما طولانی معتقد بود اسمان ابری فقط در صورتی که حال ادم خوب باشد به ادم "فاز " میدهد. ولی من باز هم سر حرفم ماندم و گفتم که اسمان ابری در هر موقعیتی به ادم "فاز" میدهد مخصوصا به من که عادت دارم مثل هواشناسی وضعیت را دقیقه و دقیقه به صورت لایو به دوستهایم گذارش کنم.توی اینباکس ماس ماسک را نگاهی بیندازید خودتان میفهمید!

(واضح و مبرهن است که کلمات سانسور شده کاملا مربوط به شخص حقیقی ی بنده میباشد و هرنوع سواستفاده از ان پیگرد قانونی و از اینها دارد!در ضمن اینکه کیک شکلاتی و "خره" چه ربطی به باران دارد هم به کسی ربط ندارد!)

و البته ان یک ذره بارانی هم که میزند(پشنگو) فقط به درد کثیف کردن شیشه ی ماشین بابای ادم و پرادو دو در مردم میخورد!اما مهم این است که من از اسمان ابری ی این شهر خوشم میاید و به نظر هیچ چیز هیجان انگیز تر از این نیست که ادم صبحش را با هوای خاکستری رنگ شروع کند و گور پدر هرچی اسمان ابی و شب مهتابی و روز افتابی....

مهم این نیست که در اخر فنجان نعلبکی هایی که خریده ام طوری هستند که دسته شان بلند تر از لبه ی لیوان است و توی ان گودی ای که معمولا وسط نعلبکی میگذارند تا فنجان تویش قفل شود یک وری می ایستند_و ما جماعت فالگیر رمال قهوه خوار خاله زنک فنجان را توی گودی اش برمیگردانیم_...و مهم این نیست که نصف جمعیت جهان انقدر غرغرو هستند که وقتی حالشان گرفته میشود الکی همه چیز را به بدی هوا و ابر و کواکب و این مذخرفات ربط میدهند...و مهم این نیست که بعضی به ادمها قشنگی ی قطره های جمع شده روی شیشه فکر نمیکنند و با حالت حرس اوری مرتب برف پاکن میزنند و درباره اینکه تازه ماشینشان را شسته اند غر میزنند......

بعضی ادمها مثل بارانند..مثل باران امدنشان پیشوند و پسوند ندارد...رفتنشان پیش بینی ندارد...گاهی گونه هایت را خیس میکنند و گاهی دوست داری از پشت پنجره امدنشان را تماشا کنی...مهم این است که بعضی ادمها مثل من باران را خیلی دوست دارند..

/ 13 نظر / 6 بازدید
نمایش نظرات قبلی
کرگدن

راستی پوستر اون بالرینه که داره بند کفشاشو میبنده رو دیدم هم خیلی قشنگه هم منو یاد خاطرات قشنگی میندازه که الان دیگه متاسفانه یادآوری ش خیلی تلخه ...

سوسک سیاه

جناب کرگدن شما لطف دارین چیز خاصی نیس که!(به قول نیما تو قهوه تلخ هنرمند متواضعی هم هستم!)عکسای شما هم خیلی خوبن

نوشابه هستم شخصیتی گازدار

من حتی اگه زیر ابرها خیس بشم و عجله داشته باشم و اعصاب هم نداشته باشم از وایستادن زیر اسمون ابری خوشم میاد

فا

چقدر به خودم خندیدم که نشناختمت.... خیلی شرمنده ها.... من رو دستی شیش تومن هم چونه زدم.... خیلی هم به خودم افتخار می کنم... هوا عاااااااااااااااااااااالی بود+ هست باران را میدوستیم.... شما و این نوشته قشنگتان رو هم میدوستیم زیاد....

حسام

لعنت به هوای آفتابی!!!

خانم ه

منم بارونو هوای ابریو رعد و برقو همه شو خیلی دوست میدارم![فرشته]

ًAtiii

Besyar aliiiiiiii bod makhsosan ghesmate akharesh...manam bahat movafegham ...va asheghe barono havaye abri

Marieh

Khanomi matnet kheyli jaleb bod,daste golet dard nakone

Marieh

خانومي متنت خيلي قشنك بود....دست گولت درد نكنه.