نامه ای به قاسم شاخ شمشادم

سلام قاسم جان مادر.

چه خبر...چه کار میکنی؟خواهرت چه طور است؟خودت خوبی؟غذا خوب میخوری؟سلامت باشی مادر.

من و پدرت هم خوبیم احوالمان مساعد است.چند روزی میشود یارانه ها را هدف مال_ببخشید هدفمند کرده اند و ما در راستای بهینه سازی ی الگوی مصرف مثل مادر بزرگ مادربزرگت با چراغ نفتی تلویزیون تماشا میکنیم!..حتی پدرت "برایتنس" لپ تاپ وایو یش را کم کرده که دیر به دیر شارژش کند و من هم روزی سه ساعت یخچال را به برق میزنم که الگوی مصرفمان اصلاح شود.حالا پسرم تو که الان نیستی و خبر نداری که در سی سال اینده این نامه را میخوانی اما تو و خواهرت هم سعی کنید بعد از خواندن کاغذ من که میدهم دایی ات بیاورد در مصرف گاز برق اب و تلفن به شدت (!) صرفه جویی کنید که خدایی ناکرده یک وقت لوس بار نیایید و رفاه زده نشوید!

پسرم من چند روز پیش در روزنامه خواندم که خورشید و کالباس و بطری نوشابه و قابلمه و کرم دست وصورت و در بطری ی ابلیمو و قابلمه استیل و چاقی و امریکا و شامپو و موبایل و ....سرطانزا هستند...پس پسرم اگر این فقط کمی رعات کنی با قفل زنجیر کردن خودت درخانه و حمام و امریکا نرفتن و نخوردن در بطری ی ابلیمو و کالباس و اس ام اس نزدن میتوانی یک زندگی سالم درست مثل من و پدرت داشته باشی.

پسرم الان نان توی پزشکی است است.من و پدرت مدتی است در راستای تشکیل اینده ای راحت و زیبا برای تو وخواهرت دنبال یک مدرک پزشکی معتبر و شماره نظام پزشکی ی رند (!) هستیم.پدرت خیلی مرد خوبی است و در راه دانش و فن اوری از هیچ چیز دریغ نمیکند.مثلا ماه پیش ماشینش را فروخت و رفت پیش یک ادم خیر تا یک مدرک پزشکی به او بدهد.البته این ادم خیر الان مدتی هست که اشتباهی (!) دستگیر شده و متاسفانه پدرت نمیتواند چند روزی مطب برود اما نگران نباش خیلی زود یک مدرک دیگر میخرد و وضعمان روبراه میشود.

پسرم به محض دریافت کاغذ جوابت را بنویس و بده دایی بیاورد.دلم برایت خیلی تنگ شده به دایی گفته ام تو و خواهرت را از قول من ببوسد پدرت سلام میرساند.باز هم برایت مینویسم

قربان تو مادرت سوسک سیاه

پ.ن: همراه کاغذت جورابهایت را هم بفرست بشویم خواهرت شکایت داشت.

/ 11 نظر / 10 بازدید
نمایش نظرات قبلی
فا

یعنی عااااااشقتممممم..... عاااالی بود باید به قاسم می گفتی جواب رو ژشت همین نامه هه بنویسه که کاغذ اضافی حروم نشه[قهقهه][نیشخند]

مونا

آنان که به زين اسب خود مي نازند/ در وقت مسابقه چرا مي بازنند ؟ دنيا که شبيه بن بست است /با نعل شکسته به کجا ميتازند ؟ [قلب][ماچ][قلب][ماچ] بي نهايت دوستت دارم و منتظر حضور سبزت هستم [گل][ماچ][ماچ][ماچ]

مونا

آينده کتابي است که امروز مي نويسي! / پس چيزي بنويس که در آينده از خواندن آن لذت ببري! [ماچ][ماچ][ماچ][ماچ] مواظب خودت باش

پرنیان

قربان قاسم جان شما بشوم من!! الهی شکر که نون تو پزشکیه.پس نون ما تو روغنه!!شمام نگران نباش.آقای نامزد هوای داداششم داره![چشمک][نیشخند]

صحرا

از خواندن مطلب زیبایتان بسی خورسند گردیدم واقعا مطلبی قابل تامل وتفکر است.باتشکر شما [گل]

قاسم(قاسم راستکی)

سلام ننه...خبری نیس ننه... خواهرم حالش چندان خوب نیس منم که کاری نمیتونم براش بکنم.کار خوبی میکنین که صرفه جویی میکنین کاش منم یه خورده به شماها رفته بودم[سوال] راستش از شما چه پنهون من روزا حمام افتاب میگیرم ناهار کالباسمو اول میندازم تو قابلمه استیل بعد بهش ابلیمو میزنم میخورم که متاسفانه منو بدجوری چاق کرده...[اوه] بعدشم تو حموم وقتی دارم شامپو به سرم میزنم در همون حال با موبایلم با اقدس حرف میزنم و این که اینا عادتم شده نمیتونم ترکشون کنم دیگه شرمنده گل روی شما.... اتفاقا گفتی پزشکی حالا یادم اومد یکی بهم قول کاری رو تو مرده شور خونه داده ایشالا از هفته دیگه اغاز میکنم ایشالا که مایه ی سربلندی شما باشم.[تایید] دیگه ننه گفتم چرا بیخودو بی جهت این دایی رو از کارو زندگیش بندازم..؟؟ اینه که همین جا برات کاغذ نوشتم.متاسفانه دایی جان نه منو نه اقدسو نبوسیده[دلشکسته] حالا هشتو نی.منم دیگه حرفی ندارم سلام منم به بابا برسون[خداحافظ]

zangoole

مثه همیشه 20.... [تایید] !!

ماتیلدا

سلام از وبلاگت خیلی خوشم اومد پیش منم بیا!

پرنده ی آبی

عااالی بود!!![خنده]