یلدا بی کرسی..بی قصه...با ارزو

عمر ادمیزاد بر عکس قبض اب و برق و گاز و تلفن همینجور مفت و مجانی از چنگ ادم میرود.چشم که بر هم بگذاری بچه ها بزرگ میشوند بزرگترها پیر میشوند و خیلی ها که دیروز کنارمان بودند امروز جایشان خالیست و تنها چیزی که از این دنیای نامرد همیشه و همیشه برایمان باقی میماند یک عمر خاطره های گاهی تلخ و گاهی شیرین است.

دو سه روز پیش بود که با خاله فری پای تلفن حرف میزدم.میان صحبتهایش گفت "راستی چهارشنبه شب یلداس!" ... انگار برق سه فاز به من وصل کرده باشند جیق زدم "واقعا؟؟؟" و  خداوکیل به هیچ وجه باورم نمیشود یک سال گذشته باشد!

خود یلدا اما:

از شب یلدا اینروزها فقط اسمش باقی مانده و شاید دور هم جمع شدنی که فرقی با شب های دیگر ندارد...یک هندوانه و یک ظرف اجیل و دیگر هیچ..

کرسی های زغالی و قصه های مادربزرگها و فامیل های گنده ای که دور هم جمع میشوند حالا دیگر جزو افسانه های قشنگ سرزمینمان شده.دیگر کسی شب یلدا پیش مادربزرگ قصه گو نمیرود و لحافهای قشنگ عنابی و ترمه دوزی حالا دیگر یکجایی توی پستوی خانه ها گم شده.حالا دیگر یک عالمه ادم توی خانه های کوچولوی ما جا نمیشوند.دیگر یلدا فقط توی خاطره های مامان ها بابا ها و مادربزرگ و پدربزرگهاست و حالا قصه ی ادم بزرگها "قصه ی شب یلدا" شده.

اما ارزو میکنم شب یلدایتان..ان یک دقیقه ی بیشتر امشبتان..درست مثل "قصه ی یلدا" قشنگ و ناب باشد.همیشه احساس خاصی نسبت به یلدا داشته ام. احساس اینکه شاید ان یک دقیقه ی اخر پاییز یکجور وقت اضافه از طرف خداست..برای اینکه فکر کنیم..تصمیم بگیریم..و ارزو کنیم...

امشب توی وقت اضافه ارزو میکنم..برای تمام ارزوهایتان..شما هم برای من دعا کنید. 

 

/ 10 نظر / 14 بازدید
عاطفه

الهی شب خوب داشته باشی سوسک سیاه عزیز- الهی به هر چی میخوای و توگردونه ی طبیعت برات خوبه برسی- تنت سالم و دلت شاد-

pastili

اگر این روزهای تلخ و شیرین نمیامدن و نمیرفتن که دنیا مفت هم نمی ارزید........ اما گاهی کااااش نمی امدن وگاهی کاش هرگز نمیرفتن... خدایا شکرت........ قشنگ نوشتی خیلییی

pastili

اگر این روزهای تلخ و شیرین نمیامدن و نمیرفتن که دنیا مفت هم نمی ارزید........ اما گاهی کااااش نمی امدن وگاهی کاش هرگز نمیرفتن... خدایا شکرت........ قشنگ نوشتی خیلییی

pastili

اگر این روزهای تلخ و شیرین نمیامدن و نمیرفتن که دنیا مفت هم نمی ارزید........ اما گاهی کااااش نمی امدن وگاهی کاش هرگز نمیرفتن... خدایا شکرت........ قشنگ نوشتی خیلییی

pastili

چراااااااا اینجوری شد!

زهورا

خیلی قشنگ نوشتی،تمام حقایق با تمام احساس[گل]

فرزانه

چقدر یلدای امسال و پارسال با هم فرق داشت

آهو

آره راست میگی واقعا دیگه شب یلدا مثل قدیما نیست[افسوس] خیلی عالی نوشتی[تایید] ایشالا آرزوهات به خوبی و خوشی براورده بشن[قلب]

سوری

سوسکی جون ترشی نخوری یه چیزی میشی!!قشنگ نوشتی دخترم. متاسفانه من احساس خاصی نسبت به شب یلدا ندارم.شاید چون خاطره ای باهاش ندارم..