و اینچنین است این سوسک....

ماتیلدا دعوتمان کرده بازی ما هم سرمان را بزنند روی رفیق شفیقمان را زمین نمی اندازیم!

گفته بنویس زندگی ات را....این زندگی ما از طفولیت تا حال:

10 اردیبهشت ماه امدیم ییهو!اولش هم خفه بودیم یعنی برعکس ادمهای عادی ما اول مرده بودیم بعد زدند پس سرمان که غلط کردی زودباش نفس بکش!گفتیم چشم!

ارشد فرزندان گل سر سبد نور دیده هرچی فکر کنید ما هستیم دلتان هم بسوزد!

2 تا برادر داریم.

از ان سن طفولیت دوتا شغل دوست داشتیم داشته باشیم یکی اش اپراتوری 118 بود!

راستش الان هم بدمان نمی اید گوشی را برداریم بگوییم راهنمایی شماره 154 بفرمایید!!!

 3 سال اول دبستان ماه اول سال تحصیلی را به دلایلی در یک شهر دیگر مدرسه میرفتیم!انجا که بودیم از کلاس تا ابخوری ربع ساعت راه بود من هم همیشه وسط کلاس تشنه ام میشد میرفتم بیرون ربع ساعت رفتن ربع ساعت برگشتن در نتیجه نیم ساعت اخر کلاسها من هیچوقت نبودم!از ان  سه ماه بیشتر از تمام عمرم نفرت دارم من تنها توی شهر غریب بین ادمهای غریبتر  یکجور حس بدی بود تنها نکنه مثبتش این بود که مدرسه بیرون شهر بود و اتوبوس هر صبح میومو دنبالم مسیر خونه تا مدرسه من روی صندلی جلویی کز میکردم و به حرفهای بچه های سال بالاتر گوش میکردم و اخرش هم همیشه یک تک تک جایزه ام بود. توی شهر خودمان تمام دوران تحصیل با بهترین دوستهایم همکلاس بودم بعضی هایشان را میشناسید ستار فیش ماتیلدا پرنیان....

تا 4 5 سال پیش باورتان نمیشود چقدر خجالتی بودم هیچکس را هیچ وقت صدا نمیزدم  تکیه کلامم اووم بود...اووم اینو بده اووم اونکارو بکن..اووم دارم میمیرم..اووم کمک!

انشایم خوب بود اغراق نمیکنم انقدر خوب که امتحان ترم میگرفتند معلممان انشای من را همان سر کلاس میخواند و کلی هم حال میکرد البته انشاهای ان دوره همه اش پر از گل و بلبل بود و زیادهم سخت نبود.

اولین دوربینم را پدرجان وقتی 9 سال داشتم برایم خریدند!و بعدتر ها کشف کردم من با عکاسی نفس میکشم!شاید درکش سخت باشد اما تمام عشق  من توی عکسهایی که ثبت میکنم خلاصه میشود(از ستار فیش بپرسید فقط او میداند من چه حسی دارم!

همان 10 12 سالگی یاد گرفتم چه جوری اشپزی کنم من بهترین معلم دنیا را داشتم از دور روی ماهشان را میبوسم!یاد گرفتم مزه های خوب  کدامند یاد گرفتم چه جوری با اعتماد به نفس وایسم پای گاز و چه جوری 50 نفر ادمو ظهر مهمون کنم(راستش سخت بود) اما نقطه  ضعفم شیرینیه که هیچ رقمه بلد نیستم  یکبار هم نشده درست کنم حداقل معمولی از اب در بیاد!

14 15 و 16 سالگی سن مذخرفی بود...بهترین دوستم طی یک فرایند زیست محیطی از صفحه روزگار محو شد....هست اما حالا همه دوستام بهترین دوستامن!حتی اون

و اولین فاجعه زنگی من روزی بود که بابا بزرگمو از دست دادم.این اولین تجربه نزدیک من از مرگ بود...روز قبلش پای تخت وایساده بودم بابا بزرگم تو حال کما بودن دیگه هیچ چیزی از اون وجود شاد و پر انرژی باقی نمونده بود ...اتاق شلوغ بودم و من خجالت میکشیدم از بقیه...یواشکی دست بردم لای موهای نقره ای شون...ته دلم یه جوری بود...انگار میدونستم یه طور بدی داره میشه....اما نمیخواسم باور کنم و ومرتب استغفار میکردم....بعد گفتن بسه دیگه برو بیرون....فرداش من میخواستم برم اونجا اما...

بسه زیادی حرف زدم نه؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

الان 17 سالمه حالا شایدم دیگه 18...پدیده خاص دیگه ای نیس جز اینکه دوس دارم یه عکاس حرفه ای شم!خیلی خیلی حرفه ای و این اول مستلزم خواست خدا و بعد دعای شماس! راستی....الان یه وبلاگ دارم گوشه وبلاگستون...بدک نیس دوسش دارم اما هنوز جوجس!اونم ایشالا بزرگ میشه!!!!!

/ 11 نظر / 10 بازدید
نمایش نظرات قبلی
ندا

در ضمن در این مواقع ادب ایجاب می کنه که حتما این کلمه را به زبان بیاورم: "اوووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووول" [نیشخند][نیشخند][نیشخند]

پرنیان

بسیار زیبا :) اون دوربین اولیتو یادمه.می گفتی بابات اجازه نمیدن از کارگرتون عکس بگیری!!! :))

کرگدن

چه خوب که از 9 سالگی عکاسی می کنید ... راستش با عرض شرمندگی تا حالا ترغیب و کنجکاو نشده بودم که به فتوبلاگتون سر بزنم ! شاید چون فک نمی کردم عکسای خودتون باشه ... ولی الان میرم ببینم چه خبره !

کرگدن

راستی خدا بابا بزرگتونم رحمت کنه ...

سوسک‌ سیاه!

خدمت جناب کرگدن..دوست نداشتم فکر کنین کار من صرفا یک تقلید یا خودنمایی یا هرچیز دیگه ای شبیهه به اینه من بارها و بارها گفتم که عکس میگیرم و عکاسیو دوست دارم فکر میکنم این مشکل یک ملته که خودشون رو باور ندارن که میتونن خوب باشن.خواهشمندم کمی بیشتر دقت کنین.

سوسک‌ سیاه!

و ندا جان...مگر ۱۸ساله ها نمیتونن عااااااالی باشن؟![قهقهه]

ماتیلدا

مچکرم دوست عزیز :دی14-15-16 همه مون ذاتا خل بودیم ولی کلا خوش گذشت نه؟ متنتم خیلی خوشگل بود ولی خیلی خاطره تلخ نوشته بودی بچه جان

یی

وا این کرگردنه بیچاره چی گفت مگه؟ شما تهرانی هستین؟

سوسک‌ سیاه!

یی! ببخشین چه ارتباطی با موضوع داشت الان؟!نه نیستم!!

یه خواننده

چون گفتی بده نظر بده هر که امد! ادم جالبی هستی!