یک روز بارانی با خانم ماری مارتین ایزابل

اینجا دارد باران میبارد.و من این صدای ی تیک تیک را که از پنجره کولر میاید با هیچ چیزی روی دنیا عوض نمیکنم!

چند ساعت پیشتر وقتی که قرار بود طولانی بیاید دنبالم برویم کلاس استاد گرام توی حیاط روی تاب نشسته بودم و اینها را توی مبایلم یادداشت میکردم "قطره بارون روی پنجه ال استار خاکی رنگ صدای قیژ قیژ زنجیر تاب و اهنگ ماری مارتین ایزابل او سولنوژ"!!!

من دیوانه نیستم! اهنگ " ماری مارتین ایزابل او سولنوژ" یک اهنگ خیلی خیلی خوشگل فرانسوی است که من از توی سی دی ی "پاریس" خانم ه پیدا کرده ام و یک جور خیلییییییی هیجان انگیزی زیر باران میچسبد!حتی اگر از کل اهنگ فقط اسم خانم "ماری مارتین ایزابل" را بفهمید!!!! این هم ان اهنگ است!

و بعدتر یعنی الان...دارم به این فکر میکنم که وقتی به ادم بزرگها میگویی "میخواهم چند دقیقه زیر باران بمانم" همیشه یک لبخند یواشکی بی ان که خودشان خبر داشته باشند گوشه لبهایشان نقش میبندد...انگار که یادشان افتاده باشد یک روز مثل تو باران را دوست داشته اند...و بعد همانجوری با همان لبخند به تو میگویند "دیوونه!"

شاید بعضی وقتها بزرگتر ها هم دلشان برای زیر باران ایستادن تنگ میشود...

نوستالژی:هنوز هم وقتی باران میبارد پنجره اتاقت را باز میگذاری یا نه؟...

بعدها نوشت: این روزها همه کامنت باکسشان ترکیده! شما چه طور؟! اینجا را بخوانید!

/ 3 نظر / 8 بازدید
خانم ه

کاش خودمون هم آهنگشو شنیده بودیم! در ضمن حق کپی رایت هم میخواهیم!! [نیشخند] ما هم شروع کردیم به حول و قوه’ الهی!

خانم ه

وی ×ی ان هم چیز باکلاسیه! توجه کردی من از یونایتد ستیتز اومدم؟؟!!

می تی

عاشق بارونم:)))) عنوان را شدیدا حال کردیم:دی منم تاب بازی میخوام!!!!! زیر بارون.....