نیمه شب بورژوا مابانه

پناه بر خدا! اینجا چقدر سرد شده.

ذره ای که نسیمی میوزد تک تک استخوانهایم تریک تریک صدا میدهد.اما این هوا را دوست دارم. و شالگردنهای خزی که همیشه با چشمهای وق زده از توی ویترین مغازه های لوکس براندازشان میکنم.میدانید اینکه ادم شالگردن خز گردنش بیاندازد و دستکش چرم کروکودیل دستش بکند شاید بیش از حد بورژوا مابانه باشد اما احساس گرما و لطافت کوفتی اش را توی هیچکدام از این بنجل چینی ها نمیتوان حس کرد.

انوقت..وقتی که لباس گرم و نرمت پوشیده ای چه لذتی دارد نیمه شب پیاده روی کردن.خانم ن وقتی جوانتر بود با شوهرش نیمه شبها میرفتند توی کوه سنگی ی مشهد پیاده روی میکردند. یک جایی مثل انجا گزینه ی مناسبی است.جایی که فقط سکوت شبانه باشد و صدای جیرجیرکها . سوسوی زردرنگ چراغها و تلئلوی نور مهتاب روی اب..

خدا قسمت کند انشاالله! 

/ 5 نظر / 12 بازدید
فرزانه

وای نصفه شب سرما کوه سنگی.......

pastili

enshalla qesmate mamano babaye qasem beshe....javoonan khob[لبخند]

سوری

وااای نه....ای کاش هر 12 ماه سال تابستون بود.اصلا تحمل زمستون و سرماش رو ندارم.حتی شال گردن خز و دستکش چرم کروکودیل هم نمیتونن گرمم کنن.

کوتلاس

[گل]

شاذه

نوچ! به هیچ عنوان در کَت ما! نمی رود که پاشیم نصف شب سرما برویم الواتی حتی عاشقانه! عمراً اگر از کنار شوفاژ و پی سی نازنین برخیزیم در این سرما! ولی هوای خوبی باشد و نم باران عاشقانه ای ... هستم [مغرور]