سوسک سیاه 18 ساله میشود

چند سال قبل تر توی روزی مثل دیروز ساعت ١٢ ظهر یک ادمی به دنیا امد...خودم بودم!!به سلامتی و میمنت ١٨ سالم شد.

خانم س شماره ٢ میپرسد "خب احساست چیه؟"

خوب که فکر میکنم میبینم احساس ادم  سردرگمی را دارم بین بزرگسالی و نوجوانی.خیلی ها میگویند ١٨ سالگی بهترین دوره از زندگی است.به خانم م میگویم"میترسم از اینکه این دوره رو بگذرونم و نفهمم و درکش نکنم و بعد تر مدام به پشت سرم نگاه کنم."

اما غیر از نگرانی اینده ام احساس شیرین تمام شدن یک سال خوب را دارم.خیلی روزهایش دلم گرفت بغض کردم و با تمام عالم قهر بودم اما..اما باز وقتی برمیگردم و ٣۶۵ روز پیش را مرور میکنم دلم نمی اید حتی تصور کنم که بد گذشت!با لبخند به خانم س شماره ٢ میگویم "احساس خوبی دارم"

دیروز ظهر لاله زار بودیم(حتما تجویز میکنم) لب رودخانه نشسته بودم.اب سردی بود.فکر کردم و به خودم قول دادم ۴٠ سال ۵٠ سال دیگر شاید اگر روزی امدم اینجا...دوباره لب رودخانه نشستم و پاهایم را توی اب سرد بازی دادم و با لبخند به منظره پیش رویم خیره شدم...برگردم و یک بار دیگر احساس نوجوانی ام را مرور کنم..و لبخند بزنم...دلم ارام باشد و دیگر نترسم از چیزی که پیش  می اید...و با لبخند ارام بگویم "یادش به خیر.."

شب را هم مهمان خانم ف بودیدم.من و دوستهایم.کنار دوستهایم که نشسته ام به این فکر میکنم که چقدر تک تکشان را دوست دارم...به چهره های شاد و لبخند دوست داشتنیشان دقت میکنم...(از اول این پاراگراف یکهو بغضم کرفته و خدا خدا میکنم کسی سرزده نیاید توی اتاق) اژانس که میاید دنبالم یکهو برمیگردم به خواهر خانم ف میگویم بدو یه دونه شمع بیار میخوام ارزو کنم.شمع را که می اورد بچه ها برایم تولدت مبارک میخوانند چشمهایم را میبندم.ارزو میکنم برای همه ی ارزوهایشان.. چشمهایم را باز میکنم...شمع را فوت میکنم..از بهترین دوستهای دنیا ممنونم

دیروز قشنگ ترین و مهم ترین بهار زندگی ام بود...از مادرجان و پدرجان ممنونم..امیدوارم فرزند شایسته ای برایشان باشم شاید یک گوشه از حقی که به گردنم دارند را جبران کند.از اخوان ممنونم و میگویم خیلی خیلی دوستشان دارم و امیدوارم در تک تک مراحل زندگیشان موفق باشند...

در اخر از خدا تشکر میکنم..حرفهایم با خدا درگوشی میشود...اما یک چیز...خدایا خواهش میکنم سال دیگر ١٠ اردیبهشت به قشنگی دیروز باشد!

/ 11 نظر / 9 بازدید
نمایش نظرات قبلی
عاطفه

بزن دست قشنگ رو به افتخار سوسکی کخ 18 ساله میشود :)

رامونا کوچولو

توووووووووووولدت مببببببببارک[ماچ] میدونی که اگه خودت بخوای حتما 18 سالگی میتونه بهترین سال ِ زندگیت باشه! ایشالا 118 سال ِ بشی سوسکی[پلک]

پردیس

تولدت مبارک دخترک .. ایشالا بهتر و بهتر باشن تولدای آیندت ... هوس کردم هیجده ساله باشم!قدر بدون و استفاده کن.

کرگدن

تولدتون مبارکا باشه ... جددی چقد کم سن و سال بودین و خبر نداشتیما ! یعنی که از نوشته هاتون اصلن نمیشد اینو فهمید ...

سوسک سیاه!

شما ادم بزرگام یه وقتایی حرس ادمو در میارین ها!:)) مگه همه بچه ها خنگن؟!!!!

ما

[هورا][هورا][هورا] مبارکا.............!!!!!!!!!!!!

فرزانه

اشک من هم در اوردی خواهر [ناراحت]البته اشک شوق

زبیل خان

40-50 سال دیگه ؟ نه خیر پس حالا حالا قصد ماندن دارین .