بهانه های کوچک خوشبختی

یکی از معدود مواردی که من را "شبیهه" به دخترهای خوب و خانم جلوه میدهد علاقه ی عجیبم به اطو کردن پیراهن مردانه است!

نمیدانید چه احساس فوق العاده ای به من دست میدهد وقتی پیچ بخار را تا ته چرخانده باشم و اطو را نرم و ارام روی کتان تمیز و سفید رنگ حرکت بدهم.سر استین ها را باز کنم و با دقت با سر اتو چروکها را صاف کنم.بوی پودر و تمیزی با بخار داغ بلند شود و ریه هایم از عطر مطبوعش پر کنم...سر شانه هارا روی سه گوشی ی میز اطو بگذارم طوری که مثل بقیه ی لباسها بد قلقی نکند و درست سر جای خودش صاف بماند.....امروز وقتی مشغول اطو زدن پیراهن پدرجان بودم به این چیزها فکر میکردم..به بهانه های کوچک خوشبختی...

/ 12 نظر / 12 بازدید
نمایش نظرات قبلی
شاذه

قدیما عذابم اتوکشی بود! برام خیلی عجیب بود که کسی ممکنه از اتوکردن خوشش بیاد. ولی حالا مثل بقیه کارا عادی شده. فرقی نمی کنه. (این فرق نکردن از علائم پیریه! خدا رو شکر که هنوز درک نمی کنی [چشمک][زبان])

دختر دهاتی!

وای نگو تورو خدا چقده از اتوکشی نفرت دارم خوش به حالت چقده لذت می بری[پلک]

فلوت زن

اما من از اتو کردن متنفرم !!![اوه]

Knight

(علاقه ی عجیبم به "اطو" کردن پیراهن مردانه...) اطو؟؟؟[تعجب] اتو رو با "ط" مینویسن بی سوات؟![قهقهه] اطو؟![ابله] نه، اطو؟؟؟[تعجب]

جیرجیرک

وااای منم اتو خیلی دوست دارم!ولی نه پیراهن مردونه!من چادر دوس دارم!اینقد راحت تره!

Knight

که چی مثلا"؟![عینک] مثلا" میخوای بگی حق با تو بوده؟؟؟[ابرو] میخوای حالتو بگیرم؟![شیطان] اگه اطو درسته پس چرا اینجا نوشتی "اتو" : (...و با دقت با سر "اتو" چروکها را صاف کنم) ؟؟؟[مغرور] بگو دیگه؟! نه بگو دیگه؟؟؟[عینک]

پرنیان

من تنها لباسی که با کمال میل حاضرم اتو کنم همین پیرهنای مردونست.اتو کردن بقیه لباسا فوق العاده کار بیخودیه!!

آوا(یکی سابق)

آخ آخ آخ،چکار سختیه این اطوکردن ومن همیشه ازانجام اینکارشونه خالی میکنم..خوشبختانه.چون خیلی خیلی سخته یاحق...

فرزانه

جدا؟اگه لباس حریر بخوای اتو کنی ژدرت در ماد