اقای وبلاگ

با اعتماد به نفس کامل خودم را به بازی وبلاگی دعوت میکنم.یک فایده اش این بود که قد و بالای وبلاگم را یک بار دیگر خوب نگاه کردم...بچه خوبی است!

۱) اگر وبلاگتان آدم بود چه جنسیتی داشت؟ دختر یا پسر؟ (این موضوع ربطی به جنسیت صاحب وبلاگ ندارد.)

خب قاعدتا هرچقدر هم که عرایض بنده در وبلاگ مذکور مستند باشد لزوما دلیلی ندارد این وبلاگ نیمه ی دیگر من باشد(با اینکه دوستش دارم اما تیکه ای خود من نیست و احساس میکنم شخصیت کامل و واحدی دارد) وبلاگ من مذکر است!

وبلاگتان کدام یک از این دو نفر است؟ خودتان یا فرزندتان؟!

نمیدانم...شاید او یک بعد از شخصیت خودم باشد.

۳) بدون توجه به مدت زمانی که از عمر وبلاگتان می گذرد، وبلاگتان را در کدام مقطع از زندگی می بینید؟ کودکی، نوجوانی، جوانی، میانسالی یا پیری؟

یک مرد سی و چند ساله

۴) چهره ی وبلاگتان را بعنوان یک آدم تصور و توصیف کنید. از رنگ چشمها و قد و رنگ پوستش گرفته تا لباسهایش! (این مورد نیز هیچ ارتباطی با چهره و مشخصات صاحب وبلاگ ندارد

یک مرد نه چندان بلند قامت..چشمهای درشت و پررنگی دارد...صورتش را انقدر معمولی تصور میکنم که در نگاه اول احساس میکنم شاید یکی از همان ادمهایی باشد که هرروز توی سوپر مارکت دم عابر بانک و یا حتی در صف پمپ بنزین میبینی.شاید اصلا دماغ بزرگی هم داشته باشد و یک عینک با فریم ارزان قیمت هم داشته باشد شاید خیلی کتاب میخواند.برای لباس پوشیدن زیاد وقت کشی نمیکند و یک شلوار جین دم دستی با پیراهن چهارخانه ی ابی بهترین تصویر ممکن است.

۵) به ترتیب بگویید مغز، قلب، دهان، پا، چشم و گوش وبلاگتان کدام قسمت های آن هستند؟

مغز و تفکراتش پستها و یادداشتها هستند و دهانش کلمات تایپی ی من!

قلبش پستهای "گاهی تغییر میکنم" هستند.

پست اول را برای پا انتخاب کردم.او با اولین پستش قدم برمیدارد.

چشمهایش پیوندها هستند او به انها نگاه میکند و گاهی از انها یاد میگیرد.

گوشهایش کامنت باکس است که کلمات شما را میشنود.

۶) فرض کنید وبلاگتان می تواند ازدواج کند! آنگاه با کدام وبلاگ ازدواج می کرد؟! (لطفاً از این قسمت سوءِ برداشت نشود.)

او یک احمق گوشه نشین است.یک احمق دوست داشتنی..او به ازدواج به شکل یک مسعولیت دونفره نگاه میکند و احساس میکند اگر ازدواج کند باید یک قسمت از افکارش را وقف یک "نفر دوم" کند.او فکر کردن را دوست دارد و تا ابد عزب میماند!

اشانتیون:یک کار جالب.اینبار با وبلاگم صحبت کنید.فرض کید او یک انسان یا شاید نویسنده همین وبلاگ باشد.به او بگویید چه احساسی نسبت به او دارید یه چه جوری تصورش میکنید.او هم پست بعد با شما حرف میزند!

/ 4 نظر / 9 بازدید
...!!!

خیلی احساسات مصور و قشنگی داری کلا دوست داشتنی هستی ولی زیاد وابستگیت رو نشون نده نه به افراد و نه اشیا[عینک] Have fun

عاطفه

ببخشید موهاتو میبندی یا باز میذاری؟ اصلن مو داری یا کچلی؟

شبنم

جالب بود مخصوصا قیا فه اش.[زبان] به منم سر بزن[ماچ]

یه دختر

خوشم اومد از آقای وبلاگ،یه سوالم می پرسم:شما شلوار جین آبیتونو با چی می شورین؟آبی کمرنگه یا پررنگ؟